با فروپاشی شوروی آنچه برای بازماندگان ابرقدرت شرق مشخص شد، ساختارهای فرسوده اقتصادی و لزوم ترمیم این ساختارها با بهره گیری از امکانات غرب در فضای رهایی از موانع ایدئولوژیک بود. به جز روسیه که هنوز ادعای قدرت برتر داشت، سایر بازماندگان اتحاد شوروی به درجات مختلف و به جذب سرمایه و تکنولوژی غرب پرداختند. از طرف دیگر با وجود آنکه مسکو تحت تاثیر موقعیتی که در دوران جنگ سرد داشت، به صورت متناوب با تلاش های اروپا و آمریکا در جهت نفوذ در نزدیکی روسیه مخالفت می کرد، ولی به مرور و با درک نیازی که کاخ کرملین نیز با هدف بهبود اقتصادی به غرب دارد، زمینه برای پذیرش حضور و نفوذ غرب از طرف مسکو فراهم شد. در این روند با وجود نوسان رفتاری روسیه، راهبرد پیشبرد منافع ملی با توسل به تاکتیک های گوناگون از طرف مسکو دنبال شده است که از جمله می توان به استفاده از ابزار انرژی در چانه زنی با غرب اشاره کرد.